Bane Literary Society

انجمن ادبی بانه‌

 

سه‌ره‌تا     چیرۆک     شێعر      وتار      هه‌واڵ      وتووێژ     کتێب     فستیڤاڵ   دراوسێکان

 

فلسفه آموزش و پرورش و پراگماتیسم

احمد شبانی

مقدمه

فلسفه آموزش و پرورش یا همانا فلسفه تعلیم و تربیت، یک علم میان رشته‌ای است که به بررسی رابطه آموزش و پرورش و فلسفه می پردازد. هدف از نوشتن این مقاله آشنایی مختصر با مفاهیم فلسفه، تعلیم و تربیت و بررسی نظریه پراگماتیسم و فلسفه تربیتی آن است. برای روشن شدن ارتباط فلسفه با تعلیم و تربیت لازم است ابتدا مفهوم فلسفه و تعلیم و تربیت را بیان نمود و سپس رابطه آنها را در پیوند با فلسفه پراگماتیسم بررسی کرد.

چیستی فلسفه

«فلسفه موضوعی نیست که منحصر به اهل فن باشد. اگر چه ممکن است عجیب جلوه کند، اما احتمالاً انسانی را نمی‌توان یافت که فلسفه پردازی نکند. لااقل در زندگی هر کس لحظه‌هایی هست که در آن لحظه ها او فیلسوف می‌شود».[1] تقریباً همه ما افکار و آرای فلسفی داریم؛ خواه نسبت به آن آگاه باشیم یا نباشیم. عجب است که اگرچه برای اغلب مردم مفهوم فلسفه مبهم است ولی این کلمه در گفتگوی آنها زیاد به کار می‌رود.[2] فلسفه روش درست اندیشیدن، راه خردمندانه زیستن و کوشش برای شناخت هستی است و فلسفه تربیت بر آن است که دریافتهای سنتی از فلسفه توان پاسخگویی کافی به واقعیت‌های زندگی روانی ـ تربیتی مردم در عصر حاضر را ندارد.[3]

از فلسفه تعاریف بسیار و متنوع به عمل آمده است: فلسفه، اصطلاحی است که بدون بحث و مناظره نمی‌توان آن را به بیان واحدی تعریف کرد و شامل همه فعالیتهای عقلی گوناگونی است که همه آنها برای تصدیق مدعی های خود حد بالایی از کلیت را با اعتمادی که بیشتر بر استدلال و کمتر بر مشاهده و تجربه متکی است می‌آمیزند. [4]

فلسفه عبارت است از مطالعه مسائلی که نهایی، انتزاعی و بسیار فراگیر هستند؛ این مسایل مربوط می‌شوند به ماهیت وجود، معرفت، اخلاق، دلیل و هدف انسان.[5]  همچنین، فلسفه علمی است کلی، به این معنی که هیچ مطالعه ای را از حوزه کار خود خارج نمی‌کند و از هر روشی که ممکن باشد بهره می گیرد؛ علمی است که موضوع آن مسایل نا‌معین و مشکلات بنیادی است و می خواهد با کندو‌کاو بیشتر تا ریشه مسایل نفوذ کند.[6]  پیاژ‌ه نیز در جایی به تعریف فلسفه پرداخته است وی می گوید: فلسفه به بررسی همزمان بسیاری از نمایه های واقعیت می پردازد تا تصویری کلی از جایگاه انسان در جهان و درک مقصد زندگی ارائه دهد. درک واقعیت ها به روشهای گوناگونی امکان پذیر می باشد که مهمترین رهیافت، تفکر منطقی می باشد.[7]

چیستی تعلیم و تربیت

در بحث از مفهوم تعلیم و تربیت، طبعاً مساله انسان مطرح می شود زیرا مفهوم تربیت تقریباً در همه دوران تاریخ بشر با مفهوم انسان مقارن بوده است یعنی هر کجا افراد بشر زندگی کرده‌اند مساله تربیت نیز مطرح بوده است و هر وقت بحث از تربیت به میان آمده است بی درنگ، انسان هم مورد توجه قرار گرفته است.[8] 

فیلیپ ج. فینیکس، تعلیم و تربیت را جریانی می داند که به وسیله آن افراد از روی قصد و اراده، رشد افراد دیگر را هدایت کنند. [9] گروهی از متخصصان نیز، تعلیم و تربیت را «رشد قضاوت صحیح» می دانند. به نظر این دسته، کار مربی یا معلم کمک به فرد در پرورش قوه قضاوت صحیح می باشد و منظور از قضاوت صحیح، اظهار نظری است که با دلیل همراه باشد.[10] مفهوم تعلیم و تربیت از نظر دیویی عبارت است از: تجدید نظر در تجربیات و تشکیل مجدد آنها به طوری که این جریان موجبات رشد بیشتر را فراهم سازد.[11]

 رابطه فلسفه و تعلیم و تربیت

سه نوع رابطه بین فلسفه و تعلیم و تربیت می توان بیان نمود:[12]

1)    فلسفه و تعلیم و تربیت دو موضوع مجزا و مستقل تلقی شده و ارتباط بین این دو رشته بدین صورت برقرار می شود که یا معلم ضمن تدریس رشته های مختلف علمی مثل فیزیک و شیمی، نظریات فلسفی را در مورد انسان و جهان مورد بررسی قرار داده و اساس معرفت و چگونگی تشکیل آن را نیز مطرح می نماید و یا در برنامه‌ریزی های درسی در هنگام تعیین محتوا، از طریق گنجاندن موادی مانند فلسفه، متافیزیک، منطق و اخلاق، یادگیرندگان را در جریان آموزش با این موضوعات آشنا می کند.

2)      اجرای روشهای فلسفی یا فعالیتهای فلسفی، در برخورد با مسائل تربیتی مانند روشهای دیالکتیکی، استقرایی، قیاسی و یا حل مساله.

3)      فلسفه به عنوان نظریه و تعلیم و تربیت به عنوان عمل.  

فلسفه و آموزش و پرورش پراگماتیسم

اصطلاح پراگماتیسم[13] از واژه یونانی پراگما به معنای عمل سودمند مشتق شده است. این اصطلاح را نخستین بار چارلز پیرس(1839-1914) دانشمند و فیلسوف آمریکایی در سال 1878 وارد فلسفه کرد.[14] پراگماتیسم یا عمل‌گرایی فلسفه ای است که در پاسخ این پرسش که معیار حقیقی بودن یک قضیه چیست؟ می گوید: کارایی یا سودمندی در عمل. [15]پراگماتیسم، فلسفه عملی یا اصالت عمل(همچنین به عنوان فلسفه تجربی[16] یا فلسفه وسیله‌ای[17] شناخته شده است) ناشی از افکار پیرس[18]، جیمز،[19] و دیویی[20]می باشد که پایه گذاران این فلسفه آمریکایی هستند. از آنجا که محور بحث این فلسفه، تجربه انسانی است، تفکر علمی برای دست یافتن به تجارب بکار گرفته شده و واقعیت و حقیقت ناشی از تجربه رقم زده می شود. این فلسفه همچنین از افکار و اندیشه های مربیانی چون کومینوس، پستالوتسی و فروبل که تجربه حسی را اساس روش خود قرار دادند، نشات می گیرد. [21]

شاید هیچ سیستم فکری یا فلسفی در قرن بیستم به اندازه فلسفه عمل‌گرایی مطرح نشده و غوغایی به پا نکرده است که هنوز هم مطرح است و درباره‌اش گفتگو می شود. به گفته ویلیام جیمز، روش پراگماتیکی قبل از هر چیز روشی است برای حل نزاع‌های متافیزیکی. آیا جهان واحد است یا کثیر؟ مقدر است یا آزاد؟ مادی است یا روحی؟ اینها مفاهیمی هستند که هر کدام ممکن است درباره جهان صادق باشد یا نباشد و نزاع بر سر چنین مفاهیمی پایان ناپذیر است. روش پراگماتیکی عبارت است از کوشش برای تفسیر هر مفهومی به کمک رد‌گیری پیامدهای عملی مربوط به آن.

پراگماتیسم عمدتاً در مخالفت با اصول ایدآلیسم به وجود آمد و گسترش یافت و تقریباً کیفیت و نظام آموزش و پرورش جهان را تحت تاثیر قرار داد که هنوز هم این تاثیر عمیق ادامه دارد. عمل‌گرایی عبارت است از نوعی گرایش، روش یا فلسفه‌ای که نتایج عملی و افکار ومعتقدات آدمی را معیار اساسی تعیین ارزش و حقیقت آنها می داند.

فلسفه عمل‌گرایی در اندیشه های فیلسوف، روانشناس و مربی معروف آمریکایی، جان دیویی، شکل ویژه ای یافت و او بیش از هر فیلسوف دیگری آن را در جریان تربیت به کار گرفت. تجربه در فلسفه عمل گرایان اهمیت فراوانی دارد و آن را شامل احساس، ادراک، تفکر، قضاوت، مقایسه، توصیف و سیر عقلانی و توجه با ارتباط امور با همدیگر می دانند. تفکر و اندیشه در نظر آنها ابزاری است برای عمل کردن. انسان از دیدگاه عمل‌گرایان موجودی زیستی و در عین حال اجتماعی است. ارگانیسمی است فعال و تجربه گر که تنها در اجتماع و با تعامل با آن می تواند زندگی کند.

جریان تربیت به تبعیت از اصل تغییر، امری متغیر و نا معین است بنابر مقتضیات هر عصر و جامعه ای دگرگون می شود. به همین دلیل دیویی آن را اینگونه تعریف کرده است: تربیت عبارت است از بازسازس یا سازمان دادن مجدد تجربه که بر معنای تجربه می افزایدو توانایی لازم را به منظور هدایت مسیر تجربه بعدی فزونی می بخشد. آنها هدف تربیت را در خود تربیت جستجو می کنند و تعیین هدف غایی برای تربیت را امری بیهوده می دانند. تربیت در نظر آنها عین زندگی است نه آماده شدن برای زندگی؛ چون جریان زندگی مدام در حال تغییر است از اینرو انتخاب هدف ثابت برای تربیت جریان رشد را محدود می کند. تربیت عمل گرایی، یک تربیت کودک محور تلقی می‌شود. شناخت از نظر عمل گرایان تنها با استفاده از روش حل مساله حاصل میشود؛ و آن انبوهی از اطلاعات و معلومات نیست که از طریق مشاهده به دست آمده باشد بلکه معرفتی است که به روش هوشی حاصل می شود.[22]

  مهمترین افکار و عقاید عملگرایان به طور خلاصه عبارت است از:

-         افکار به تنهایی برای واقعیت کافی نیستند و عمل روی آنها برای تعیین ارزش ضرورت دارد.

-         باید به زمان حال پرداخت نه گذشته، که پرداختن به گذشته از خصایص برجسته آرمانگرایی و واقع گرایی است.

-         باید روی تغییر تاکید کرد که تنها واقعیت است.

-         برای حل مسایل موجود باید از روش علمی استفاده کرد. هرگاه  فکر «موثر باشد» و مساله را حل کند در این صورت «حقیقت» کشف شده است.

-      حقیقت به شرایط و اوضاع موجود بستگی دارد و چیز مطلقی نیست آنچنانکه آرمان‌گرایان و واقع‌گرایان معتقدند. پس هر چیز نسبی است که حتی اخلاق را هم در بر می‌گیرد.

-         «تجربه» واسطه یا میانجی افکار و اعمال است و آمیختگی آنها را منعکس می کند.

-      معلمان قدرت مطلق نیستند و نمی‌توانند یادگیری را برای دانش آموزان کامل کنند. دانش آموزان هم مدام از دیگران می‌آموزند که‌ مهم‌تر از همه، محیط آنهاست.[23]

نزد پراگماتیست ها تجربه، اصل است و از تعامل یا تاثیر متقابل موجود زنده و محیط او به وجود می آید. از نظر این مکتب مرز واقعیت از تعامل میان انسان و محیط او ناشی می شود؛ واقعیت، جمع و کل چیزی است که ما «تجربه» می کنیم.

بر مبنای شناخت شناسی عمل گرایی، تربیت، جریان اخذ تجربه و بازسازی دایمی آن است که باید با رغبت‌ها و علایق کودک هماهنگ شود. یادگیری باید از تجربه عادی و روزمره شاگردان سرچشمه بگیرد. این تجارب در انتخاب مواد و محتوای آموزشی اهمیت زیادی دارند. آهنها توصیه می کنند که در انتخاب مواد و محتوای درسی به روش زیر عمل شود:[24]

  • انتخاب موقت موضوع درس
  • طرح فرضیه ای درباره سودمندی موضوع انتخاب شده
  • تعیین شرایط آزمون فرضیه
  • تعیین ملاکهای ارزشیابی
  • مقایسه نتایج
  • انتخاب نهایی محتوای درس

 معلم پراگماتیست

معلمی که از فلسفه عمل‌گرایی پیروی می کند از ویژگی های زیر برخوردار است:[25]

1)      پیوسته به دانش آموزانش کمک می کند که این حقیقت را دریابند و بپذیرند که همواره قابل تغییرند.

2)      به دانش آموزان یاد می دهد که برای وارسی حقیقت و حل مسایل، روش علمی به کار گیرند.

3)      یادگیری دانش آموزان را به گونه ای هدایت می کند که به رشد و تکامل شخصی و اجتماعی آنها بینجامد.

4)      فعالیتهای یادگیری را طوری پیش می برد که دانش آموزان مستقیماً به فرایند تحقیق کشانده شوند.

5)      دانش آموزان را به گونه ای بار می آورد که وحدت آموخته های خود را در نظر داشته باشند.

     

 زیر نویس و منابع:


1) بوخنسکی، ی. م/ آشنایی با فلسفه، ترجمه محمد رضا باطنی.- تهران: توتیا، 1380، ص 25.

2) پاپکین، ریچارد و استرول، آوروم/ کلیات فلسفه، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی.ـ تهران: انشارات حکمت، 1370، ص1.

3) لطف آبادی، حسین/ رویکردی نو به فلسفه تعلیم و تربیت.ـ منبع: www.sid.ir

4) استولی برس، الیور/ فرهنگ اندیشه نو.ـ ویراستار، ع. پاشایی، تهران: مازیار، 1378، ص584.

5) تیچمن، جنی و اوانز، کاتری/ فلسفه به زبان ساده، ترجمه اسماعیل سعادتی.- تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردی، 1380، ص19.

6) بوخنسکی، ی. م/ همان، ص 36.

7) خلیلی شورینی، سیاوش/ مکاتب فیسفی و آرای تربیتی.ـ تهران: یادواره کتاب،1378، ص19.

8) شعاری نژاد، علی اکبر/ فلسفه آموزش و پرورش.ـ تهران: امیر کبیر، 1386، ص188.

9) شریعتمداری، علی/ اصول و فلسفه تعلیم و تربیت.ـ تهران: امیرکبیر، 1385، ص76.

10) شریعتمداری، علی/ همان،ص88.

11) شریعتمداری، علی/ همان،ص 92.

12) خلیلی شورینی، سیاوش/همان، ص29.

13 pragmatism

14) شعاری نژاد، علی اکبر/ همان، ص450.

15) ابراهیم زاده، عیسی/ فلسفه تریت.ـ تهران: پیام نور، 185.

16 experimentalism

17 instrumentalism

18 pierce

19 James

20 Dewey

21) خلیلی شورینی، سیاوش/همان، ص79.

22) ابراهیم زاده، عیسی/ همان، ص221.

23) شعاری نژاد، علی اکبر/ فلسفه آموزش و پرورش.ـ تهران: امیر کبیر، 1386، ص452.

24) ابراهیم زاده، عیسی/ همان، ص222.

25) شعاری نژاد، علی اکبر/همان،ص453.

http://ahmadshabani.blogfa.com

خانه    کارگاه داستان     شعر     مقاله‌      گزارش     گفتگو‌     کتاب   فستیوال    پیوندها